***اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم*** جغرافیا و ژئومورفولوژی

جغرافیا و ژئومورفولوژی
جغرافیا علمی برای خوب زیستن(Geography is the science for the good life)  
قالب وبلاگ
پيوندهای روزانه

در توجیه کاربرد ‌ژئومورفولوژی در مدیریت شهر باید به این سوال پاسخ داده شود که این کاربرد چه ضرورتی دارد؟ به طور کلی ضرورت این کاربرد ابتدا به توانایی‌های متخصصان ژئومورفولوژی سپس نیاز افراد( حقیقی و حقوقی ) و بالاخره به تنوع پدیده‌های ژئومورفیک برمی‌گردد. راه رسیدن به توسعه پایدار را نشان می‌دهد که توجه به برنامه‌ریزی و سازماندهی فضا دارد. می‌توان چنین استدلال کرد که این کار به رفاه عمومی مردم و توسعه پایدار می‌انجامد. در برنامه‌ریزی باید تاثیرات خالص این دانش در برنامه‌ریزی و تاثیر غیرمستقیم عدم به کارگیری چنین دانشی در آمایش فضای سرزمینی یافت( رانش ساختمان و سازه‌ها یک پدیده ژئومورفیک است و برنامه ریزی به معنی کنترل یا خودداری از قرار دادن روی صفحه‌های رانش است). بر این مبنا که سطح استفاده از فضای سرزمینی را بالا ببریم و از خطرات و بلایای آشکار و پنهان فضایی زندگی مردم بکاهیم. در این مورد چند مساله به نظر می‌رسد: اول اینکه باید تعیین کرد کدام یک از عاملهای ژئومورفیک بر رفاه مردم اثر می‌گذارد و اولویت را برای هر یک از عامل‌های ژئومورفیک از لحاظ استفاده‌ای که برای مردم دارد مشخص کرد.مساله دوم نیاز به مشارکت و مداخله متخصصان ژئومورفولوژی در طرح‌ها و برنامه‌ریزی‌هاست. همانطور که ذکر شد، عدم آگاهی از وضعیت زمین منجر به بروز مسائل و مشکلاتی شده‌است؛ حال آنکه با تهیه نقشه‌های ارزیابی ژئومورفولوؤیک و بررسی راههای مقابله با پدیده‌های مخرب ژئومورفولوژیک می‌توان این گونه مشکلات را برطرف کرد. مساله دیگر این است که مدیران شهری و برنامه‌ریزان چه نیازی دارند که متخصصان ژئومورفولوژی را درکنار خود داشته باشند؛ یا به عبارتی چه نیازی دارند تا از این دانش در برنامه‌ریزی خود استفاده کنند. ثابت شده است که موثرترین طرح‌ها و اقدامات آنهایی است که با طبیعت و محیط هماهنگی داشته باشد.

سوال دیگر این است آیا چنین کاربردی فواید اجتماعی به همراه دارد یا نه؟ پاسخ چنین پرسش‌هایی را باید در حوداث و سوانح طبیعی ژئومورفیک که جوامع مختلف به نحوی در تاریخ اجتماعی خود با آن رو برو بوده‌اند باید جست. این سوانح همواره باعث افزایش هزینه‌ها شده است! در ایران نیز این روند سر صعودی دارد. پس می‌توان گفت چنین کاربردی فواید اقتصادی را نیز به دنبال دارد. و از طرفی مدیران و برنامه‌ریزان می‌خواهند با هزینه و زمان کمتر مردم را به سطح رفاه اجتماعی مطلوب برسانند. مثلاً اگر منطقه‌ای برای دفع مواد زاید زندگی انسان در نظرگرفته شود و توجه به هزینه‌های منفی جانبی که در درازمدت ایجاد می‌شود نیز بشود( مثلاً نفوذ مایعات فاسد به سفره آب زیرزمینی)، در این صورت از دو فضای سطحی(محل تخلیه زباله) و فضای عمقی(سفره آب زیرزمینی) به طور مطلوب‌تری استفاده شده‌است. تاثیرات منفی در سطح رفاه اجتماعی و اقتصادی پیامدهایی است که طبیعتاً در پی حوادث ژئومورفولوژیک پیش خواهد آمد. بنابراین علاوه بر دولت‌ها، مردم و بخش خصوصی نیز باید درصدد یافتن راهکار‌های لازم باشند، به نحوی که خسارات کاهش یابد و فعالیتها پایدارتر شود.

مشارکت ژئومورفولوژیک به مدیریت شهری خاصی محدود نمی‌شود. تمام شهرها به اطلاعات ژئومورفولوژیکی نیازمندند، اما ماهیت مسائل ژئومورفولوژیک شهرها بسیار متنوع است.برای مثال مسائل ژئوموفولوژیک شهرهای کوهستانی با شهرهای ساحلی یکسان نیست .به همین دلیل شمار تلفات انسانی ناشی از خطرات وابسته به علل ژئومورفولوژیکی نیز در شهرهای مختلف فرق می‌کند. در شرق آسیا، سیل، زلزله، توفان و زمین لغزش؛ در هند، سیل و زلزله؛ در ایران ، سیل، زلزله، خشکسالی و فرایندهای دامنه‌ای؛ در شمال آفریقا، سیل و زلزله ؛ در آفریقا مرکزی، خشکسالی و در آمریکای جنوبی و مرکزی، سیل، زلزله، لغزش زمین و توفان از مهم ترین حوداث طی 50 سال گذشته بوده‌اند و شهرهای بسیار زیادی در این مکان‌ها تحت تاثیر این حوادث قرار داشته‌اند. کار جدید در میان مهندسان و برنامه ریزان شهری ایجاد ادراک ذهنی از محیط است، به ترتیبی که طرح در دست اقدام از امور مخاطره‌آمیز و زیان بخش عاری باشد. ملاحظات ژئومورفولوژیکی، بحثی از مسائل طبیعی مربوط به این موضوع را تشکیل می‌دهد.


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ شنبه نهم شهریور 1392 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

ناهمواری­های ایران

پیدایش چین خوردگی­ها و ناهمواری­های ایران نتیجه­ی حرکات کوهزایی اواخر دوران سوم زمین شناسی است که پیدایش این چین خوردگی­ها همزمان با پیدایش کوه­های جنوب اروپا و آسیا بوده است.
در ایران نمونه‌های مشخص ناهمواری به صورت کوهستان­های بلند و پرحجم با دامنه‌های پرشیب و دره‌های تنگ و گذرگاه­ها یا به صورت سرزمین­های کمابیش هموار و یکنواخت دیده می‌شود.

1. کوهستان­ها :‌
بیش از نیمی از وسعت ایران پوشیده از کوه­های بلند است. این کوه­ها یا مانند البرز در طول صدها کیلومتر چون دیواری کشیده شده و عبور از آن فقط از طریق گردنه‌های بلند و گذرگاه­ها عملی است، یا مانند ابر سن (زاگرس)  شامل رشته‌های مرتفع و موازی با دره‌های گود و دامنه‌های پرشیب است که نواحی داخلی ایران را از کناره­ی خلیج فارس جدا می‌کند و تنها از راه دره‌های پرپیچ و خم رودها که در طول سدها هزار سال حفر شده‌اند، می‌توان از آن­ها عبور کرد.

2. سرزمینهای هموار :
در مقابل کوهستان­های بلند با دره‌های گود، پهنه‌های کم و بیش وسیع و همواری در داخل یا در حاشیه­ی فلات ایران وجود دارد. این سرزمین­ها با وسعت و ارتفاع متفاوت در محل کوهپایه‌ها و یا در میان رشته‌ کوه­ها گسترده شده‌اند. جلگه‌های ساحلی شمال و جنوب دشت لوت و دشت کویر نمونه‌هایی از آن­ها به شمار می‌روند.

تقسیم‌بندی ناهمواری­های ایران

ناهمواری­های ایران را می‌توان از نظر طبیعی و جهت برجستگی و شرایط خاص منطقه به چند دسته تقسیم کرد :

کوه­های شمالی
کوه­های غربی و جنوبی
کوه­های شرقی
کوه­های مرکزی
جلگه‌های ساحلی
چاله‌های داخلی

1ـ کوه­های شمالی

این رشته عظیم کوهستانی مشتمل است بر کوه­های آذربایجان در شمال غربی و ماسیف البرز در مرکز و کوه­های خراسان در مشرق.
مهمترین کوه­های آذربایجان، رشته کوه­های قوسی شکل ارسباران واقع در ساحل رود ارس است. با قله­ی «نشان کوه» به ارتفاع 3700 متر که از سوی غرب به آرارات و از سوی شرق به کوه­های تالش متصل می‌شود. این رشته کوه­ها دنباله­ی رشته کوه­های قفقاز به شمار می‌آیند که با دره­ی عمیق رود ارس از یکدیگر جدا می‌شوند. در داخل فلات آذربایجان دو توده­ی عظیم کوهستانی سهند و سبلان قرار گرفته که هر دو از کوه­های آتشفشانی خاموش با چشمه‌های آب معدنی فراوان هستند.

بلندترین قله سهند 3710 متر و بلندترین قله مستوراز برف سبلان 4811 متر ارتفاع دارد.

ماسیف عظیم البرز که در دوران چین‌خوردگی آلپی تکوین یافته، با قللی مرتفع و دره‌هایی عمیق مانند سد عظیم قوسی شکل به طول تقریبی 600 کیلومتر بین دریای مازندران و فلات مرکزی ایران واقع شده است. این دیوار عظیم در غرب با دره عمیق سفیدرود از کوه­های تالش جدا شده، از سوی شرق به کوه­های خراسان می‌پیوندد. عریض‌ترین و مرتفع‌ترین ناحیه­ی این کوهستان قله­ی دماوند به ارتفاع 5671 متر است و هرچه از دو سوی آن به طرف شرق و غرب پیش برویم، هم از ارتفاع و هم از عرض آن کاسته می‌شود.

کوه­های خراسان در شمال شرقی ایران، دنباله­ی کوه­های البرز، قسمت سوم از کوه­های شمالی ایران را تشکیل می‌دهد. این دسته از کوه­ها به صورت رشته قوس­های موازی از شاه کوه آغاز می‌‌شود و در جهت شمال غربی به جنوب شرقی تا هندوکش در افغانستان امتداد دارد. در میان این رشته کوه­های موازی، دره‌ها و دشت­های وسیع وجود دارد که گاهی پهنای آن­ها در بعضی نقاط به حدود 200 کیلومتر می‌رسد.

2ـ کوه­های غربی و جنوبی

در سراسر غرب ایران، سلسله جبال عظیم دیوار مانندی به صورت موازی از رشته‌های طاقدیسی کشیده شده که از کوه­های آذربایجان، در شمال غرب ایران آغاز می‌شود و به طرف جنوب و جنوب شرقی تا سلسله جبال مکران در بلوچستان امتداد می‌یابد. این سلسله جبال که کوه­های ابرسن (زاگرس) و شاخه‌های آن را تشکیل می‌دهد، مجموعه­ی پستی و بلندی­های منظم و ویژه‌ای است که در جنوب گسله‌های سراسری از کردستان جنوبی تا شمال تنگه هرمز گسترده شده است. ابرسن با جلگه‌های وسیع و دشت­های پهناوری چون جلگه­ی کرمانشاه در غرب و جلگه­ی شیراز در جنوب، از هم جدا شده و به قسمت­های شمالی، مرکزی و جنوبی تقسیم می‌شود.

ناحیه­ی ابرسن شمالی که در جنوب کوه­های آذربایجان قرار دارد بلندی ارتفاع آن نسبت به نواحی دیگر کمتر است و در مقابل دره‌های تنگ متعدد و کوه و کمرهای سخت‌تری دارد که ارتباط­ها را مشکل می‌کند.

ابرسن مرکزی، مانند البرز میانی، مشتمل بر بسیاری از قلل بلند است که بیش از 3000 متر ارتفاع دارند و در بیشتر ایام سال در زیر پوششی از برف مستورند. غالب این کوه­ها پوشیده از جنگل­های بلوط و نارون بوده و دامنه‌های آن­ها چراگاه­های وسیع و محل ییلاق ایلات و عشایر کرد، لر و بختیاری است. مرتفع‌ترین ارتفاعات ابرسن به نام کوه­های بختیاری در فاصله­ی لرستان تا جلگه‌های شیراز واقع شده که از یک سو به فلات داخلی مرتبط است و از سوی دیگر به جلگه‌های خوزستان و ساحل خلیج فارس منتهی می‌شود. بلندترین نقطه­ی آن زردکوه، 4547 متر ارتفاع دارد.

در نواحی جنوبی ایران، رشته کوه­های ساحلی در امتداد خلیج فارس و دریای عمان کشیده شده و تا بلوچستان امتداد دارد. ارتفاع رشته‌های جنوبی کم است و هرقدر به ساحل نزدیک می‌شود، از ارتفاع آن کاسته می‌شود. مهم‌ترین کوه­های این ناحیه تنگستان و لارستان است که به سوی شرق کشیده و به کوه­های بشاگرد در ساحل دریای عمان متصل می‌شوند.

بشاگرد با ارتفاع 2161 متر در جنوب باتلاق جازموریان با جهت شرقی ـ غربی کشیده شده و تقسیم‌ کننده آب میان دریای عمان و جازموریان است. این کوه­ها عموما خشک‌اند و فاقد پوشش گیاهی و دارای گردنه‌ها و گذرگاه­های صعب‌العبور هستند.

3ـ کوه­های شرقی

در مشرق ایران، از خراسان در شمال تا بلوچستان در جنوب، ارتفاعات متعددی وجود دارد که می‌توان آن­ها را در سه واحد نسبتا بزرگ کوهستانی خلاصه کرد :
یکی واحد کوهستانی جام مرکب از ارتفاعات باخرز، کوه سرخ، کوه سیاه، کوه هشتادان در جنوب خراسان که این دسته از کوه­ها با اشکوب­های صخیم از ورقه‌های نمک و سنگ آهک تشکیل یافته و عموما جهت شرقی ـ غربی دارند.
دیگری کوه­های قائن در جنوب جام که به سبب قلت بارندگی از مشخصات آن، خشکی و برهنگی است. ارتفاعات معروف آن کوه کلات، کوه سلیمان، کوه آهنگران و شاه کوه است. این دسته از کوه­ها در جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی امتداد داشته و در جنوب شرقی به دشت لوت منتهی می‌شوند.
دسته­ی سوم سلسله جبال مکران در بلوچستان است که از حوالی زابل در سیستان آغاز می‌شود و تا ناحیه­ی چهل پشت، آخرین نقطه­ی سرحدی ایران در بلوچستان امتداد می‌یابد. ارتفاعات مهم آن، کوه پلنگان، کوه ملک سیاه، کوه آتشفشان خاموش تفتان به ارتفاع 4050 متر است.

4ـ کوه­های مرکزی

کوه­های مرکزی ایران از تعدادی ارتفاعات غیرمنقطع رشته مانند در جهت شمال غربی به جنوب شرقی از حوالی کاشان تا فلات مرکزی بلوچستان ادامه دارد. عمده‌ترین کوه­های رشته­ی مرکزی، شامل قافلان کوه (در راه تهران ـ تبریز)، کوه­های کرکس در جنوب کاشان، کوه­یهای نایین در یزد، شیرکوه در جنوب غربی یزد، کوه­های بارز و شهسواران در کرمان و کوه بزمان در مرکز بلوچستان است.
نواحی مرکزی از نظر وجود کان­های مختلف اهمیت بسیار دارد و از مشخصات طبیعی آن، باران کم، تغییرات ناگهانی هوا، وزش بادهای سخت، کمی رودخانه‌های دائمی و سیلابی بودن رودهاست. زراعت نیز محدود به بستر رودخانه‌ها یا دامنه­ی کوهستان­هاست.

5ـ جلگه‌های ساحلی

جلگه‌های ساحلی دریای مازندران (کاسپین): حاشیه­ی باریک جنوبی دریای مازندران که بلافاصله بعد از دریا آغاز می‌شود و امتداد آن تا دامنه‌های شمالی البرز می‌رسد، جلگه‌های ساحلی دریای مازندران را تشکیل می‌دهد. طول جلگه‌های ساحلی دریای مازندران حدود 500 کیلومتر و عرض این جلگه‌ها در طول خود از آستارا تا رود گرگان همواره متغیر و غالبا کمتر از 20 کیلومتر بوده است.

جلگه‌های ساحلی خلیج فارس و دریای عمان : جلگه‌های ساحلی جنوب ایران به طور تقریبی 1480 کیلومتر در مجاورت دو دریای عمان و خلیج فارس قرار دارد و رودخانه­ی میناب، این منطقه­ی ساحلی را به دو قسمت جلگه­ی ساحلی خلیج فارس (از مصب اروند رود تا میناب) و جلگه­ی ساحلی مکران (از میناب تا مرز پاکستان) تقسیم می‌کند. تنگه­ی هرمز در 8 کیلومتری بندرعباس حد فاصل میان این دو دریا قرار دارد.

6ـ چاله‌های داخلی

فلات بزرگ ایران که بخش اعظم آن (حدود نیم مساحت ایران) از رشته‌های متوالی و پشت سر هم کوه­ها و مرتفعات پوشانیده شده، مانند حلقه‌ای تمام اطراف آن را محصور ساخته است. در داخل آن، میان کوه­های البرز و خراسان و کوه­های مرکزی و کوه­های شرقی، بیابان­های داخلی ایران به مساحت تقریبی 320 هزار کیلومتر مربع (در حدود یک پنجم مساحت کشور) قرار دارند که ارتفاعات آن­ها را به حوضه‌های چندی تقسیم می‌کند : مهم­ترین حوضه‌های آن یکی حوضه­ی شمالی به نام کویر نمک و دیگری حوضه­ی جنوبی به نام کویر لوت است.

کویر لوت : لوت در جنوب شرقی کشور واقع شده و در حدود 80 هزار کیلومتر مربع وسعت دارد. لوت را از لحاظ شکل ناهمواری و پراکندگی عوارض جغرافیایی می‌توان به سه بخش تقسیم کرد :
لوت شمالی، لوت جنوبی، و لوت مرکزی، که وسیع‌ترین و نیز پست‌ترین بخش بیابان لوت است و در آن نمونه‌های کامل انواع عوارض مختلف بیابانی دیده می‌شود.
لوت، از لحاظ پوشش گیاهی بسیار فقیر و قسمت اعظم آن فاقد گیاه است. در هیچ قسمتی از ایران سرزمینی به این خشکی و کم‌گیاهی دیده نمی‌شود. منطقه فاقد حیات حدود 200 کیلومتر طول و 150 کیلومتر عرض دارد و قسمت­های مرکزی لوت مرکزی به کلی فاقد گیاه است.

کویر نمک : کویر نمک فضای وسیع و بستر پرشده­ی یک چاله­ی زمین‌شناسی است که در جنوب رشته کوه البرز میان خراسان و سیستان و قم و کاشان و یزد قرار گرفته است. طول آن از شرق به غرب 600 کیلومتر و عرض آن از شمال به جنوب از 100 تا 300 کیلومتر است. سطح آن صاف و هموار با مختصر شیبی از کوه­ها به پست‌ترین نقطه منتهی می‌شود.


بخش بزرگی از کویر نمک را شن و سنگ‌ریزه پوشانده است که اغلب دستخوش باد قرار می‌گیرند. طوفان­های سخت، شن آمیخته به نمک را مانند امواج دریا به حرکت درمی‌آورد و گاهی به شکل تپه‌های طولانی به جا می‌گذارد. این تل­های شنی که در اثر وزش باد تغییر جا می‌دهند، به تپه‌های ریگ روان معروفند.
کویر نمک از خشک‌ترین نواحی ایران است : میزان بارندگی حدود 100 میلی‌متر و اختلاف درجه حرارت شبانه‌روز در سال بسیار زیاد و بین صفر و هفتاد درجه است.

منبع:   http://www.aariaboom.com  


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ یکشنبه هشتم اسفند 1389 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

عجايب هفتگانه طبيعت

دنیای ما آن قدر جاهای دیدنی دارد که هیچ‌كس نمی‌تواند از نزدیک همه آنها را ببیند .بعضی از این مکان ها از بقیه معروف ترند و افراد بیشتری برای دیدنشان از جاهای دور و نزدیک سفر می کنند. در يك نظر سنجی جهاني، هفت منطقه طبیعی دنیا که بیشترین محبوبیت و گردشگر را دارند و از ویژگی های خاص جانوری، گیاهی و زمین شناسی برخوردار هستند، اين‌طور معرفي شده‌اند: آبشار ویکتوریا، دره گراند كانيون، شفق قطبی، قله اورست، آتش‌فشان پاریکوتین، بندر ریودوژانیرو و تپه بزرگ دریایی.

قله اورست

کمتر کسی است که نام قله اورست را نشنیده باشد و نداند که بلندترین نقطه دنیا- از سطح دريا-  محسوب می شود. پس جای تعجب نیست که نام آن میان عجایب هفتگانه طبیعت دیده شود.

قله اورست در رشته کوه‌های هیمالیا قرار گرفته است، رشته كوهي كه  مرتفع‌ترین کوهستان جهان شناخته شده و در قاره آسیا در نزدیکی فلات تبت و مرز نپال قرار گرفته است. طبیعت زیبا و تماشایی این منطقه زیستگاه گونه‌های وسیعی از گیاهان و جانوران و همچنین گروه‌هایی قومی با فرهنگ های دیرین است.

مردم نپال قله اورست را به نام «پیشانی آسمان» می شناسند و تبتی‌ها به آن «الهه مادر جهان» می گویند. بلندترین نقطه کوهستان هیمالیا 8848 متر ارتفاع دارد و همین موضوع باعث می شود که هرساله تعداد زیادی از کوه‌نوردان برای فتح آن به این منطقه بیایند. جالب است بدانید که در اثر فرآیندهای زمین شناسی هرساله بین سه تا شش میلی‌متر به ارتفاع این رشته کوه افزوده می شود

آبشار ويكتوريا

آبشار ویکتوریا در افریقای جنوبی در نزدیکی رودخانه «زامبزی»، مرز بین«زیمبابوه» و «زامبیا» قرار گرفته است. پهنای این آبشار که يكي از تماشايي‌ترين شگفتي‌هاي طبيعت محسوب مي‌شود. 1700 متر و ارتفاع آن 108 متر است. اين آبشار در هر ثانیه 100 هزار متر مکعب آب را در تنگه زامبزی فرو مي‌ریزد و علاوه بر ایجاد صدایي مهیب، رنگین کماني همیشگی در کنار خود به وجود مي‌آورد که حتی زیر نور ماه هم دیده می شود

حجم زیاد آب اين آبشار در حین پایین آمدن در فضا افشان و به اطراف پاشیده می‌شود، به همین دلیل مي‌توان آن را از فاصله  32 کیلومتری مشاهده کرد. همین مسئله باعث شده است تا بومیان افریقایی نام «دودی که می غرد» را براي آن انتخاب کنند.

دره گراند كانيون

دره «گراند كانيون» در شمال «آريزونا» در امریکا واقع شده است. رنگ ها، نسبت ها و حتي شكل ساختماني اين تنگه آن‌قدر عجيب است كه انسان تصور مي كند بر روي سياره ديگري قرار گرفته است. اين تنگه به طول 450 كيلومتر و پهناي 6 تا 29 كيلومتر وارتفاع 1500 متر از يك رشته پرتگاه و قله تشکيل شده است كه حتي ماهرترين نقاشان را هم در شگفتي فرو مي برد. ته اين پرتگاه، رودخانه «كلرادو» جریان دارد و گفته می شود که این منطقه شش میلیون سال پیش، از جوشش و خروش آب های همین رودخانه شکل گرفته است. البته تحقیقاتی که به تازگی دراین‌‌باره صورت گرفته است نشان مي‌دهد که زمان به وجود آمدن این پستی و بلندی ها، پيش از شش میلیون سال قبل است

 

هر ساله بیشتر از چهار میلیون نفر از این منطقه شگفت آور که مکانی برای تحقیقات زمین‌شناسی است، دیدن می کنند

آتش فشان پاريكوتين

این آتش فشان مخروطی شکل در مکزیک قرار گرفته و ارتفاعی برابر 3170 متر دارد. بلندی دهانه آن 474 متر است که در اثر فوران در سال های 1943 و 1952 میلادی به آن افزوده شده است. موادی که در اثر فعال شدن آتش فشان در نزدیکی این کوه قرار گرفته‌اند منظره بسیار زیبایی را به وجود آورده اند.یکی از عامل‌هايي که باعث شهرت این آتش فشان شده، وجود فیلمی است که از فوران آن در سال 1943 تهیه شده است.

بعد از فعال شدن آن در سال 1943نزدیک به هشت سال گدازه هایی از دهانه آن بیرون می‌آمدند که باعث شدند زمین‌های اطراف تا مسافت 22کیلومتری از بین برود.با فوران بعدی در سال 1952این آتش فشان برای همیشه خاموش و به یکی از منطقه های مهم گردشگری در دنیا تبدیل شد

  بندر ريودوژانيرو

 بندر «ریودو ژانیرو»به معنی «رودخانه ژانویه»از شهرهای مهم کشور برزیل، یکی دیگر از شگفتی های هفتگانه است که به دلیل طبیعت منحصر به فرد ، جشن ها ، موسیقی و رسم های موجود در آن منطقه شناخته شده است

 مجسمه حضرت عیسی که در بالای معروف ترین کوه آنجا به نام «کورکوادو» قرار گرفته، نماد این شهر به شمار می رود. وجود دو جنگل بسیار بزرگ که از بزرگ‌ترین جنگل های دنیا هستند، باعث شده شهر ریودوژانیرو به یکی از مکان های دیدنی دنیا از نظر پوشش‌های گیاهی تبدیل شود. این شهر آب و هوای گرمسیری دارد و حدود 12 میلیون نفر در آن زندگی می کنند.المپيك سال 6102 ميلادي قرار است در آنجا برگزار شود

شفق قطبي

در قطب‌هاي شمال و جنوب زمین، آسمان هنگام شب به شدت درخشان و روشن می‌شود، آن‌قدر که می توان زیر آن کتاب خواند.این پدیده نجومی بسیار زیبا که به آن« شفق قطبی»گفته می شود، آسمان شب را به پرده‌ای متحرک از نورهای رنگین سبز و زرد و قرمز تبدیل می کند

وجود شفق قطبی چندین قرن است که بررسی مي شود.اوایل تصور می‌شد که این پدیده ناشی از بازتاب نور خورشید توسط یخ های قطبی است. اما امروزه ذره های باردار شتاب‌دار عامل به وجود آمدن این نورهای رنگی معرفی شده‌اند که در ارتفاع 80تا 100کیلومتری بالای زمین ظاهر می‌شوند 

تپه بزرگ دريايي

بزرگ‌ترین ساحل مرجانی دنیا که به «گریت بریر ریف»معروف است، یکی دیگر از هفت شگفتی دنیا به شمارمی‌آید.این تپه مرجانی در شمال شرقی استرالیا قرار دارد وشامل2900 تپه مرجاني، 900 جزيره و 1500 گونه ماهي است. مساحت کل این منطقه حدود 344هزار کیلومتر مربع است و به همین دلیل بزرگ‌ترین ساختار زنده روی زمین محسوب می‌شود که به دلیل عظمت و بزرگی آن از فضای خارج از جَو قابل رؤیت است

بسیاری از  مرجان‌های موجود در این منطقه که تعداد گونه های آن به 400 می‌رسد، سبز رنگ هستند، به همین دلیل در نگاه اول با گیاهان اشتباه گرفته می شوند. اما در واقع آنها جانداران بسیار ریز و رنگینی هستند که در کنار میلیون‌ها جاندار دیگر بر روی یک تپه قرار گرفته اند و بدن آنها در اسکلت های سختی از جنس آهک قرار دارد. در کنار این تپه‌ها، بزرگ‌ترین پارک دریایی جهان به مساحت 2000 کیلومتر ساخته شده است که وظیفه حفظ و نگهداری از مرجان ها و آبزیان را به عهده دارد.

 

منبع.سایت گروه جغرافیای کرمان

 

 


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

زلزله در ایران

فلات ايران یکی از لرزه‌ خيز‌ترين نواحي جهان است. اين ناحيه با رويداد زمينلرزه‌هاي قاره‌اي مشخص مي‌باشد. این فلات شامل گسل‏های فعال و ارتفاعات آتشفشانی جوان در طول کمربند زلزله های آلپ - هيماليا است. مطالعات لرزه زمینساختی ایران نشان می دهند که اين منطقه دارای چگالی بالايی از گسل‏های فعال و جديد است، بنابراين مناطق زيادی در خطر زلزله های مخرب قرار دارند.

موقعيت ويژه ایران در کمربند کوهزايي آلپ - هيماليا و قرار‌گيري در يك پهنه فشاري ( در ميان ورقه‌هاي عربستان در جنوب باختر و توران در شمال خاوري ) سبب شده تا اين سرزمين دارای پتانسيل لرزه خيزی بالايي باشد و زمينلرزه‌هاي كوچك و بزرگ، هر ساله به عنوان نتيجه اين موقعيت، روي دهند.

زمینلرزه بازتاب یک رویداد زمین شناختی است که به صورت جنبش در سطح زمین بروز می یابد. این پدیده حاصل آزاد سازی انرژی تنجیدگی (Strain) انبارش شده ای است که در پی گسیختگی برشی ناگهانی در پوسته جامد زمین روی می دهد. این انرژی آزاد شده به صورت امواج لرزه ای در درون زمین حرکت کرده و سبب جنبش در سطح زمین می شود. گسیختگی در پوسته جامد زمین که بدلیل جنبش های برشی در دو سوی گسل ها روی می دهد عامل اصلی بروز زمینلرزه بوده و پیامد مستقیم انباشتگی تنش ها در پی جا به جایی ورقه های زمینساختی  نسبت به یکدیگر می باشد.

در ایران تنش های فشارشی ناشی از باز شدگی دریای سرخ (به میزان 5/1 تا 2 سانتیمتر در سال) وحرکت ورقه آفریقا -  عربستان در راستای شمال – شمال خاوری و نیز حرکت ورقه هند در راستای شمال – شمال باختری موجب حرکت و جابجایی نسبی متفاوت در پوسته ها و قطعات گوناگون قاره ای و اقیانوسی ایران می شود و در نتیجه عامل فراوانی زمینلرزه ها در ایران است. بر اساس زمینلرزه های تاریخی و دستگاهی دو نوار لرزه خیز اصلی در ایرن قابل شناساسی می باشد: نوار لرزه خیز جنوبی (کوه های زاگرس) با روند شمال باختری – جنوب خاوری و نوار لرزه خیز شمالی (کوه های البرز و کپه داغ) در منتهي الیه شمالی کشور.

نقشه زیر که توسط پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله تهیه گردیده است نشان دهنده خطر زلزله در مناطق مختلف ایران میباشد. رنگ تیره تر نشان دهنده خطر زلزله بالاتری میباشد.

در مناطق لرزه خيز، هر گونه تصميم گيری در مورد سازه های جديد، موجود و یا توسعه مناطق شهری بايد با در نظرگیری اثر زمینلرزه های احتمالی آينده باشد. برای اين منظور اطلاعات لازم را از طريق "تحليل خطر زلزله" با تکیه بر داده های قابل اعتماد از گسل‏ها و زمینلرزه ها به دست می آورند. تا‌كنون پهنه‌هاي گوناگون ايران از نظر لرزه ‌خيزي توسط مؤلفين مختلف معرفي شده ‌است، ولي مطالعه زلزله‌هاي ايران نشان مي‌دهد كه هنوز راه‌ درازي در پيش است تا پهنه‌بندي دقيقي از نظر احتمال رويداد زمينلرزه صورت پذيرد.


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ جمعه بیست و چهارم مهر 1388 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

      مفاهيم ژئومورفولوژي نوين وژئومورفولوژي کاربردي

   ژئومورفولوژي کاربردي پس از توصيف منطقي و ژنتيک پديده ها و طبقه بندي موضوعات بر مبناي آن به تفسير و توضيح علمي و منطقي آنها مي پردازد. حالت ژنتيک پديده ها يکي از مهمترين ويژگي هايي است که در ژئومورفولوژي نوين با اهميت خاصي مورد توجه قرار مي گيرد. جنبه کاربردي ژئومورفولوژي با همين خصوصيات ژنتيکي در ارتباط است، زيرا ژنتيک در مورفولوژي، تدوين اصول و قواعد پيدايش اشکال مختلف ناهمواريها و شکل بندي و تحول بعدي آنها را به صورت منطقي و مستدل، امکان پذير مي سازد. تدوين اين قواعد بر اساس تغيير پذيري اشکال زمين با آهنگ هاي متفاوت انجام مي شود.


  

علل تغييرات اشکال زمين را بايد در نيروهايي جستجو کرد که دردو طرف پوسته به آن فشار مي آورند و سخت با يکديگر در ارتباط هستند. اگر از برخي نيروهاي دروني سانحه بار مانند زمين لرزه ها، آتشفشان هاو .... صرفه نظر شود، مي توان چنين نتيجه گيري کرد که نيروهاي بيروني در تخريب و ايجاد تغييرات عمده اشکال ناهمواريهاي روي زمين مداخله دائمي دارند. انسان از مدتها قبل با اين تغييرات و ويرانيهاي حاصل از آنها آشنايي پيدا کرده و حتي براي جلوگيري از خطرات يا نتايج زيان بار آنها به فکر چاره و مقابله نيز افتاده است. اما خود انسان، در اکثر موارد، در تغيير اين پوسته، نقش موثري دارد. آگاهي از تغييرات اشکال پوسته زمين و نحوه آنها و نيروهايي که موجب اين تغييرات مي شود، مقدمات موضوعات ژئومورفولوژي کاربردي را فراهم مي آورد. همچنين ژئومورفولوژي در مقياس وسيعي با فعاليتهاي انسانها و مسائل آنها مرتبط است. براي اينکه فعاليت هاي وي بازدهي دلخواهي داشته باشد، بايد متناسب با ديناميک محيط و با در نظر گرفتن نقش عوامل مورفوژنيک تنظيم شود. در اينجاست که مطالعات ژئومورفولوژي که بر اساس مفاهيم جديد آن انجام شده است، با فراهم آوردن اطلاعات دقيق از مورفوديناميک محيط و شناخت مناطق با ثبات و يا ناپايدار و محاسبه ميزان پايداري و يا آسيب پذيري آن در ارتباط با نوع فعاليت، در خدمت انسان قرار مي گيرد. در اين صورت ژئومورفولوژي دقيقا مفهوم کاربردي را، به معني واقعي کلمه پيدا مي کندو مي تواند بسياري از مشکلات را که در برنامه ريزي هاي عمران ناحيه اي در زمينه هاي مختلف، از قبيل عمران، توسعه کشاورزي، جاده ها، سد سازي، استخراج معادن، مديريت محيط طبيعي مطرح مي شود، حل کرده و پاسخ هاي مناسب را براي مسائل متعددي که در اين رابطه عنوان مي شود، فراهم آورد.
  
به همين جهت بعد از جنگ جهاني دوم ژئومورفولوژي کاربردي، در اغلب کشورهاي جهان با روش سيستماتيک و با اهميت خاصي مورد توجه قرار گرفته است و بررسي عوامل گوناگون را بطور ترکيبي مد نظر مي گيرد و مي تواند پاسخگوي نيازهاي برنامه هاي کشاورزي، ساختماني، عمراني و.... باشد.


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ یکشنبه سیزدهم مرداد 1387 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

موقعیت

غار علیصدر یکی از بی نظیر ترین و خوش منظره ترین غارهای طبیعی قابل قایقرانی جهان است که در روستای علیصدر از توابع بخش گل تپه شهرستان کبودراهنگ و 75 کیلومتری شمال غربی شهر همدان؛ به طول جغرافیایی 48 درجه و 18 دقیقه و عرض 35 درجه و 18 دقیقه و ارتفاع 1900متر از سطح دریا واقع شده است.
این غار در کوه نه چندان مرتفع ساری قیه ( صخره زرد) ایجاد شده که در قسمت جنوب روستای علیصدر و چسبیده به آن قرار گرفته است. در این کوه دو غار دیگر به نام های سراب و سوباشی وجود دارد که به ترتیب 7 و 11 کیلومتر با غارعلیصدر فاصله دارند و چنانکه در منابع جغرافیایی آمده آب غار علیصدر از غار سراب سرچشمه می گیرد.

 

 

تاریخچه

گفته می شود که نام اصلی این غار «علی سرد» یا «علی سد» بوده که به تدریج اصطلاحا به علیصدر معروف شده است. در فرهنگ جغرافیایی ایران و فرهنگ دهخدا، به نام « علی سرد» آمده ولی هر دو این منابع نام اصلی آن را « علی سد» ذکر کرده اند. آنچه مسلم است تا این تاریخ در هیچ نوع مدرک تاریخی نامی به عنوان علیصدر ذکر نشده با این وجود خود اهالی نیز آن را علیصدر می گویند.


قدمت سنگ های تشکیل دهنده این کوه در حدود دوران دوم زمین شناسی یعنی دوره ژوراسیک ( 190 تا 136 میلیون سال قبل ) تخمین زده می شود .
مردم روستای علیصدر و روستاهای اطراف از قدیم این غار را می شناختند و از
آب آن نیز بهره می بردند ( مجرایی که از محوطه ورودی تا محل آب حفر شده، این مسئله را تایید می کند)؛ ولی شناسایی مفصل و معرفی آن به حدود 15 سال پیش از انقلاب بر می گردد که بنابر نظری اولین بار توسط افسری به نام « سرهنگ یحیایی » که فرمانده پادگان همدان بود و بنابر نظر دیگر توسط گروه کوهنوردی همدان انجام پذیرفت و توسعه آن با تعریض دهنه ورودی آغاز شد و به تدریج به صورت فعلی در آمد.

 

مشخصات

در بدو ورود شاهد رسوبات کربنات کلسیم در سقف و دیواره های محدوده وسیعی از غار هستیم، این رسوبات گویای این هستند که در گذشته در این محدوده نیز آب وجود داشته است. ارتفاع فعلی آب درون غار در حدود 50 متر پایین تر از این محدوده است.

ارتفاع آب غار در قسمتهای مختلف آن از صفر تا 14 متر در نوسان است. تمامی کانال های غار هنوز کشف نشده اما در برخی از کانال های غار 10 الی11 کیلومتر پیشروی شده است؛ به طور رسمی در حال حاضر 2100 متر از طول غار شناسایی شده که ارتفاعی بین 1 تا 35 متر، عرض 2 تا 15 متر و عمق 1 تا 17 متر دارد. برای بازدید از غار پس از طی مسیر قابل قایقرانی، مسیر نسبتا طولانی در خشکی طی می شود و پس از آن دوباره گردش با قایق ادامه می یابد. از 14 کیلومتر مسیر کشف شده، 4 کیلومتر از معابر که با پرژکتور نور پردازی شده اند مورد بازدید قرار می گیرند.
محوطه اصلی غار از تعداد زیادی تالار بزرگ و کوچک و پیچ در پیچ تشکیل شده است که به وسیله دهلیز ها و دالان های مشبک با یکدیگر مرتبط می شوند و برخی از آنها وسعتی بیش از چند صد متر مربع دارند.

سقف غار ( که در برخی قسمت ها تا 10 متر از سطح آب ارتفاع دارد) پوشیده از رسوبات کربنات کلسیم خالص و مخلوط با عناصر شیمیایی دیگر است. این رسوبات به صورت های مختلف استالاگتیت هایی با فرم های جذاب ایجاد کرده اند و در کف غار و در جاهایی که آب وجود ندارد نیز استالاگمیت ها منظره زیبایی بوجود آورده اند.

 


منشا آب غار چشمه های زیر زمینی وعلاوه بر آن، ریزش های جوی است که به صورت قطرات آب از دیواره ها و سقف غار به درون آب می ریزد. در کل این غار عظیم از طریق فرسایش و ایجاد حفره های ریز در توده سنگ های آهکی و به هم پیوستن تدریجی این حفره ها در طی سالیان طولانی ایجاد شده است.

بر اساس رده بندی حرارتی آب غار جزو آب های سرد (حدودا 12 درجه) محسوب می شود. همچنین فاقد بو و مزه خاص است، رنگ آن آبی کم رنگ و بسیار زلال است به طوری که حتی در نقاطی با عمق 5 متر بستر آن در نور معمولی و با چشم غیر مسلح به خوبی قابل رویت است. طبق آزمایشات آب جزو آب های بی کربناته کلسیک سبک دارای
pH اسیدیسیته نزدیک به خنثی می باشد همچنین به دلیل وجود املاح آهکی غیر قابل شرب و از لحاظ میکروبی نیز آلوده و در نتیجه فاقد هر نوع حیات جانوری می باشد.
هوای داخل غار سبک، تمیز، عاری از گرد و غبار و کاملا ساکن است به طوری که چنانچه شمعی در آن روشن کنند هیچ گونه حرکتی در شعله شمع دیده نمی شود.



با پخش خبر شناسایی این پدیده کم نظیر، علاقمند شدن محققان و طبیعت دوستان و آغاز بازدید عمومی در سال 1354، غار علیصدر تبدیل به یکی از پر جاذبه ترین مکان های سیاحتی استان همدان و ایران شده و نمونه ای مشابه غار مولیس فرانسه و شوالیه و بوکان استرالیا به شمار می آید؛ هم اکنون با توجه به استفاده از روشنایی برق و قایق های پایی چهار نفره و سهولت بازدید از نقاط مختلف غار و همچنین ایجاد تسهیلات رفاهی جانبی؛ سالانه حدود 800 هزار نفر از ایران و اقصی نقاط جهان از این غار بازدید می کنند.


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ دوشنبه سوم تیر 1387 ] [ 0 قبل از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

گل فشان هاي ايران يكی از اشكال و فرايندهای ژئو مو رفيك بسيار جالب و تقريبامنحصر به فرد در ساختمان ناهمواريهاي ايران هستند.گل فشان ها در واقع پديده ای طبيعی وهمانند آتشفشان است كه به صورت تپه ای مخروطی بوده و به جای گدازه،از دهانه آن گاز همراه با گل خارج می شود.اين عارضه عمدتا در دشتها و جلگه های مشرف بر دريا ديده می شودو اغلب آنها در فاصله كمی از دريا (حداكثر15تا20 كيلومتر)استقرار يافته اند.به عبارتی ديگر مناطق عمده گسترش اين اشكال،منحصر به سواحل پست شمالی وجنوبی كشور بوده و به طور كلی در دو ناحيه زير مشوداند:

- گل فشان های واقع در استپ های تركمن صحرا، درشرق دريای مازندران

- گل فشان های سواحل دريای عمان درحد فاصل ميناب تا بندر گوا تر

ويژگی گل فشان ها:اين پديده ها به صورت تپه های مخروطی قرينه وگاه بی قرينه هستند كه حداكثر ارتفاع آنها به 30 تا50 مترمی رسد.مخروط های مذكور گاه به صورت انفرادی و در برخی مناطق با يك يا چند مخروط كوچكتر و فرعی همراه هستند. مورفولو ژ ی اين مخروط ها در درجه اول به غلظت و يا سياليت گل های خارج شده ، كه خود تابع شرايط فصلی و مرحله سنی مخروط است، بستگی دارد و در درجه دوم متاثر از فرسايش آبهای جاری است. به اين معنی كه گل فشان های مورد اشاره احتمالا با بيرون ريزی گل های سيال تر فعاليت خود را آغاز نموده و در نتيجه روانه های گل را به نقاط دورتر (چند صد متری دهانه )گسترش می دهند ،و ليكن با گذشت زمان و يا در فصول خشك تر ، گل ها غليظ تر شده ،شكل تقريبا خميری به خود می گير ند و به بيرون می ريز ند . در چنين شرايطی است كه گل ها قادر نيستند خود را به نقاط دورتر برسانند و در محل دهانه ، مخروطی را شكل می دهند كه شيب دامنه آنها تقريبا تند بوده و به45درجه و بيشتر می رسد.اما چون مواد متشكله سست و دارای نفوذ پذ يری كم می باشد ، ديری نمی پايد كه آبهای جاری آنها را می فرسايند وبا ايجاد فركندها و آبكند ها به تقطيع دامنه های مخروطی می پردازند.

اين مخروط ها،همانند مخروط های آتشفشا نی دارای دهانه ای به شكل كراتر هستند كه قطر آنها از چندين سانتی متر تا چندين ده متر متغير است. عمق اين دهانه ها چندان زياد نبوده و جداره داخلی دهانه شيبی تند ودر حدود 85 تا 90 درجه دارد. بخشی از ديواره پيرامو نی دهانه ،باز بوده و معبری برای خروج گل سر ريزِ، می باشد . اين وضعيت عاملی برای بی قرينه شدن مخروط به شمار می آيد. در برخی موارد ،مانند گل فشان سند،چون ارتفاع مخروط بسيار كم است و در دهانه نيز گل آب نسبتا رقيقی حضور دارد ، دهانه آن به شكل يك كوچك خود نمايی می كند.

در حل حاضر بعضی گل فشانها خاموش و يا غير فعال هستند و برخی ديگر فعال بوده ودارای فعلليت متناوبی هستند . در فصول بارندگی، فعاليت آنها بيشتر می شود ، اما گل آنها رقيق تر وسيال تر بوده و به صورت سرريز جاری می شود. در فصول خشك تر فعاليت آنها كمتر است و در عوض گل غليظ تر و به حالت انفجاری تر بيرون می ريزد.در قله اين مخروط ها و داخل كراتر آنها ،دهانه های متعددی با قطر چند سانتی متر وجود دارد كه به طور متناوب ازآنها گل خاكستری ياكمی متمايل به سبز خارج شده و به سوی دامنه ها سرازير می گردد. دوره تناوب اين پديده 10 تا 15دقيقه است كه معمولا با لرزش خاك همراه می باشد. دبی گل خارج شده در هربار3تا5 ليتر است. دهانه ی داخل

كراتر يا واقع در سطح دامنه مخروط غالبا تغيير مكان می دهند.گل خارج شده سرد و فاقد بخار آب می باشد.گاهی صد اها يی مانند شليك گلوله تفنگ نيز شنيده می شود . گل خروجی بسيار چسبناك بوده وبوی گاز متان و گوگرد از آن استشمام می شو د.و دمای آن برا بر با دمای محيط می باشد و خاصيت پاك كنندگی دارد، زيرا به هنگام شستشوی كمِی كف می كند.اين گل ها خواص درما نی داشته و برای بيماری های پوستی مفيد است. به گفته اهلی منطقه، گل فشانهايی در اين ناحيه وجود داردكه نفت خام از آنها نشت می كند و بوی آن به خو بی استشمام می شود.

تناوب بيرون ريزی و فوران گل ها در طی زمان ،يك ساختمان چند لايه ای را در مخروط ها و زمينهای مجاور پديده آورده است. اين لايه ها دارای ساختمان فلسی يا پولكی هستند و با يكديگر همپوشی دارند .به گونه ای كه جديدترين لايه در رو، ودر راس مخروط قرار گرفته و قديمی ترين لايه نيز به رنگ روشن است . همچنين گاهی جريان گل غليظ در دامنه مخروط، نقوش مينياتوری همانند گچ بريهای قرنيز شكل را پديد می آورد.

با گذشت زمان و فرا رسيدن مرحله پيری گل فشان،فاصله وتناوب فعاليت های آن كمتر میشود و غلظت گل آن افزا يش میيابد.در نتيجه گسترش افقی مخروط كاهش يافته و به ارتفاع آن افزوده می شود.از آن پس زمان خاموشی ومرگ گل فشان فرا می رسد،و فرسايش بدلندی برآن غالب میگردد.عمل فرسايش در برخی موارد منجر به محو كامل گل فشان می گرددو ا ثری از آن بر جای نمی گذارد.

علل پيدايش گل فشان های ايران :

اهالی محل در مورد اين پديده چندين باور را مطرح می كنند وبر اساس اعتقادات خود نامهايی را نيز برای گل فشان به كار می برند. به نظر آنها گل فشان پديده ای طبيعی است كه با دريا در ارتباط بوده و به هنگام بالا آمدن آب دريا (مد) به ويژه در فصل تابستان،فعاليت آن به حداكثر می رسد،از اين رو به آن ناف زمين يا ناف دريا نيز می گويند. عده ای بر اين باورند كه فعاليت اين پديده به كشش و جاذبه اجرام سماوی به خصوص ماه وابسته است.بر اين اساس معتقدند كه فعاليت آن در ا بتدای ماه و نيمه ماه قمری (ماه نو، بدر)بيشتر می شود. هر چند اين نظريه كمتر به حقيقت نزديك است اما به طور كل هم قابل رد نيست. گروهی نيز بر اين عقيده اندكه فعاليت اين پديده پس از بارندگي ها ی شديد زيادی مِی شود ،لذا ممكن است ازآب ناشی از سيلابها، فعال شود.اما بايد گفت كه از نظر علمی، وجود گل فشان ها در هر منطقه اول نشانه بارزِ از فعاليت هاي تكتونيك بوده و ثانيا اغلب به لايه هاِ سنگی دارای ذخاير نفت ويا ديگر انواع هيدرو كر بور بستگی دارد. فشار گازهای حاصل از اين لايه وذخاير آنها موجب می شود كه سنگ های رسی و مارنی كف و تحتانی، كه توسط آبهای زير زمينی اشباع و نرم شده و يا به صورت گل در آمده اند به خارج پرتاب شو ند و ازاين طريق دهانه هايی گاهاً بسيار بزرگ شبيه به دهانه های آتشفشان (شبه كرا تر يا كرا ترگون)بوجود می آيند.





منبع :زمرديان. محمدجعفر- ژئورمورفولوژی ايران



موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ جمعه نهم فروردین 1387 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

 

رابطه ژئومورفولوژي با زمين شناسي و ژئوفيزيک

داده هاي مربوط به ساختار و ديناميک پوسته زمين که از مطالعات ژئوفيزيکي و زمين شناسي به دست مي آيند از عوامل اساسي درمطالعات ژئومورفولوژي به شمار مي روند. بدين جهت در علم ژئومورفولوژي براي تفسير بسياري ازپديده ها ناگزير هستيم که داده ها و دست آوردهاي علم زمين شناسي و ژئوفيزيک را مورد استفاده قرار دهيم. براي اينکه روابط بين اين علوم واضح تر بيان شود در ابتدا به نحوه استفاده از داده هاي ژئوفيزيک و زمين شناسي در ژئومورفولوژي اشاره مي کنيم:

  
نقش داده هاي ژئوفيزيک:

الف) محاسبات تغيير شکل هاي کنوني، که بوسيله تراز گيري هاي دقيق و مکرر در مطالعات تکتو ديناميک و عوامل مورفوديناميک مورد استفاده مي باشد.

ب ) استفاده از داده هاي مربوط به عدم تعادل، نظير آنومالي هاي منفي و مثبت، ضرب شدت جاذبه زمين، که معمولا به طور غير مستقيم انجام مي گيرد، زيرا اين آنومالي ها هميشه با تکتوديناميک هاي موثر مطابقت نمي کنند.

ج) در مورد شناخت پوسته زمين، ضخامت يخچالها، سازندهاي آبرفتي و... به روش هاي ژئوفيزيک، داده هايي فراهم مي آيد که در ژئومورفولوژي مورد استفاده قرار ميگيرد.


نقش داده هاي زمين شناسي:

 الف) اطلاعاتي که درارتباط با نحوه استقرار سنگ ها و برقراري تعادل در آنها به دست مي آيد و ناشي از ايجاد تعادل در اثر تکتونيک است . همچنين اطلاعاتي که از ليتولوژي حاصل مي شود در مطالعات ژئومورفولوژي اهميت فراوان دارند.


ب) داده هايي که در قلمرو بازشناسي ديناميک زمين، از مطالعات زمين شناسي در شناخت تحول تکتونيکي يک ناحيه فراهم مي شود، از ديدگاه ژئومورفولوژي بسيار مهم است.
کاربرد ژئومورفولوژي در مطالعات ژئوفيزيک

ژئومورفولوژي با فراهم آوردن مقدمات لازم جهت استفاده ازروش هاي پر خرج مانند: سونداژهاي باز شناسي که در ژئوفيزيک رايج است و با هدايت آنها از برتري خاصي برخوردار مي باشد. به اين ترتيب که به کار گيري روش هاي ژئوفيزيک و سونداژهاي بازشناسي به هزينه هاي بسيار نياز دارد. با توسل به روش هاي ژئومورفولوژي مي توان محل هاي مناسبي را انتخاب کرد که احتمال توفيق به کارگيري از روش هاي مذکور در آن بيشتر باشد. بدين ترتيب از هدر رفتن هزينه هاي سنگين در اعمال روش هاي ژئوفيزيک جلوگيري مي شود.
کاربرد ژئومورفولوژِي در مطالعات زمين شناسي

زمين شناساني که اطلاعات کافي از اصول ژئومورفولوژي دارند به کمک داده هاي حاصل از مطالعات اشکال ناهمواريها، خطوط اصلي اشکال تکتونيک را که از مهمترين موضوعات زمين شناسي است، مشخص مي کنند. همچنين کاربرد ژئومورفولوژي در زمين شناسي در تفسير عکس هاي هوايي به مظور شناسايي برونزدها اهميت دارد که به"فتوژئولوژي" معروف است. استفاده از عکس هاي هوايي بيشتر در مشخص نمودن واحد هاي ليتولوژيک و وضع استقرار آنها نسبت به هم مي باشد و به رخساره و ماهيت سنگها پي ميبريم. همچنين در پژوهش هاي زمين شناسي که بر پايه اصول منطقي استوار باشد، کشف معادن بزرگ مانند: مس،آهن، طلا و نفت و.... به سهولت و به سرعت امکان پذير مي شود.

کاربرد ژئومورفولوژِي در مطالعات زمين شناسي

منبع : پایگاه داده های علوم زمین


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ پنجشنبه یکم فروردین 1387 ] [ 2 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]

ژئومورفولوژي اقليمي


    
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخورد بين کره سنگي و کره هوا نتيجه مي شود. نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي، در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشد. دخالت مستقيم اقليم در پيدايش ناهمواري ها در مناطقي که فعاليت هاي کنترل نشده انسان باعث رخنمون يافتن فراوان سنگ ها مي شود و يا در مناطقي که بر اثر کم آبي يا سرماي شديد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشد، سازندهاي سطحي کم ضخامت و غالبا پراکنده که ازلحاظ خاکشناسي تحول کافي نيافته اند ظاهر مي شود..
  
ژئومورفولوژي اقليمي ناهمواريها را در ارتباط با آب و هوا بررسي مي کند و دنباله ژئومورفولوژي ديناميکي است، زيرا ژئومورفولوژي ديناميکي تضاد عملکرد پديده هاي را در سطح زمين مطالعه مي کند که بين عوامل و فرايند هاي فرسايش حاصل شده اند. به عبارت ديگر ويژگي هاي ساخت يک ناهمواري از طريق عوامل مختلف يک سيستم شکل زائي تجزيه و تحليل مي شود. ژئومورفولوژي اقليمي به نحوي چهره ظاهري ناهمواري را بررسي مي کند در حالي که ژئومورفولوژي ساختماني استخوان بندي ناهمواري را در ارتباط با اهميت نسبي و نظم و ترتيب توده هاي از سنگ را مطالعه مي نمايد که در برابر فرسايش مقاومت هاي متفاوت  در اين بحث بعد از تجزيه وتحليل ارتباط ناهمواري با اقليم، جغرافياي اين ناهمواريها در محدوده هاي بزرگ اقليمي در سطح دنيا مطالعه خواهدشد. اين مطالعات به ما امکان مي دهد تا ارتباط کامل اين پديده را بامحيط هاي کنوني زيست اقليمي ارزيابي کنيم .

 

نحوه دخالت اقليم


  
دخالت اقليم در پيدايش ناهمواري از برخوردبين سنگ کره و هوا کره نتيجه مي شود و نحوه دخالت اقليم چه در زمينه هوازدگي و چه در ارتباط با تاثير مکانيکي فرايندهاي شکل زائي در سطح خشکي ها بسيار متغيير مي باشند.
: دخالت مستقيم اقليم

   در مناطقي که فعاليت هاي انسان باعث رخنمون يافتن سنگ ها مي شوند، دخالت مستقيم اقليم ظاهر مي شود و يا مناطقي که بر اثر کم آبي ياسرماي بسيار زياد غالبا عاري از پوشش گياهي مي باشند، بدين صورت که در نواحي گرم کم آب، به دليل بزرگي قطرات و سرعت سقوط آنها و برخورد به مواد سست سطوح عريان فرسايش سيلابي بسيار شديد وقابل توجه است تناوب فعاليت واثر سريع آبهاي جاري مظهر ديگري از نقش مستقيم اقليم است. در بيابانهاي سرد بارش هاي برف به شکل يخ متمرکز مي شوند و ذوب يخ باعث ايجاد جويبارها مي شود ولي شکل زايي با آنچه در بيابان هاي گرم گفته شد فرق دارد، زيرا ذوب يخ تدريجي است يکي ديگر از مظاهر مهم جوي باد است که درصورت عريان بودن زمين از شرايط مناسبي براي فعاليت هاي سايشي برخوردار ست .
: دخالت غير مستقيم اقليم
  
هنگامي که پوششي از گياه يا خاک بين سنگ کره و هوا کره قرار گيرد، چگونگي دخالت اقليم در شکل زايي، بسيار پيچيده تر خواهد بود. در اين مناطق گياهان براي تامين اعمال حياتي خودمانند: تنفس، تعريق و تغذيه قسمت زيادي از حرارت را جذب مي کنند و سهم انرژي که به زمين مي رسد گاهي تا3/1 کاهش مي يابد. همچنين گياهان تغييراتي را در زمينه دخالت آب به وجود مي آورند، بدين صورت که لايه حفاظتي کم و بيش ضخيمي را در برابر قطرات باران تشکيل مي دهندوخاک را در برابر فرسايش باراني حفاظت مي کنند و از خزان برگ ها در جنگل ها، لايه هايي تشکيل مي شوند که اثر حفاظتي را افزايش مي دهند.

 


موضوعات مرتبط: ژئومورفولوژی
[ دوشنبه سی ام بهمن 1385 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ قاسم بذرگر ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

این وبلاگ متعلق به قاسم بذرگر دانش آموخته کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه ریزی شهري دانشگاه مشهد می باشد .
هدف از ایجاد این وبلاگ ارائه اطلاعاتی در زمینه جغرافیا و ژئومورفولوژی و GIS ( سیستم اطلاعات جغرافیایی ) به خوانندگان محترم می باشد .
با آرزوی موفقیت روز افزون برای همه خوانندگان عزیز .